تبليغاتX
رشته بازیهای جی تی ای

دوشنبه 27 آذر1385

مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی دوحه – قسمت چهارم و پایانی

 

] ورزشکاران شرکت کننده دراین رقابتها که از 45 کشور مختلف آسیایی گرد آمده بودند از جلو جایگاه رژه رفتند. در اغلب استادیومها ، مکان ورود ورزشکاران درکنار جایگاه قرار دارد ولی در ورزشگاه خلیفه ، ورزشکاران از مقابل جایگاه یعنی درست از وسط استادیوم وارد شدند که این امر باعث می شد ورزشکاران زودتر مسیر را طی کرده و سریعتر درمکان مشخص شده مستقر شوند واین ابتکار به نظم مراسم کمک شایانی می کرد. [

 

 

 

 ] چنین رسم است که تیمها به ترتیب حروف الفبا وارد می شوند ودرنهایت تیم میزبان به دیگران ملحق می شود. ابتدا تیم جمع وجور افغانستان وارد شد و سپس دیگر تیمها به ترتیب وارد شدند. نکته جالب -- به قول گوینده --  تیم افغانستان در تاریخ بازیهای آسیایی فقط یک نقره و یک برنز کسب کرده است. نکته دیگر اینکه در جلو برخی تیمها یک ارکستر سیار حرکت می کرد که افراد بومی مشغول  نواختن سازهای محلی بودند. تصاویر سه نمونه ازآنها را می توانید در ذیل مشاهده کنید. [

چین:

 

هند:

 

مالزی:

 

 

] این هم عکسی از کاروان ایران. طراحان پس از کلی فسفر سوزاندن این گونیها را طراحی کرده اند و برای اینکه خیلی ضایع نباشد از رنگهای روشن سود جسته اند. [

 

 

] ورزشکاران کره جنوبی وکره شمالی مطابق رسم سالهای اخیر همراه با یکدیگر در رژه شرکت کردند. هنگام ورود کره متحد ، صدای ناقوس به عنوان نمادی از صلح در استادیوم طنین انداز شد. کره متحد فقط درمراسم افتتاحیه وجود دارد و پس از آن ورزشکاران کره ای تحت نام کشور متبوعشان در رقابتها شرکت می کنند. هنگام ورود لبنان هم صدای ناقوس به گوش رسید. [

 

 

] پس از اینکه تمام ورزشکاران درجای خود مستقر شدند ، خواننده وبازیگر هندی

   sunidhi chauhan  وارد جایگاه شده و آهنگ reach out را به صورت زنده اجرا کرد.این هنرمند هندی در گذشته همسر یکی از کارگردانان معروف بالیوود بوده است. هنگامیکه وی مشغول خواندن آواز بود نوجوانانی با چراغهای نورانی دردست وارد استادیوم شده و در مکانهای مشخص شده مستقر شدند و کلمات PEACE و سلام اینبار با چراغهای نورانی ساخته شد. ] 

 

 

 

 

 ] سپس رئیس کمیته سازماندهی بازیها که ولیعهد قطر نیز می باشد طی سخنانی ابراز امیدواری کرد تا ورزش بتواند به ایجاد صلح و دوستی درجهان کمک کند پس از آن رئیس شورای المپیک آسیا طی سخنانی به زبان انگلیسی با تلفظ افتضاح از ورزشکاران خواست بازی جوانمردانه را رعایت کنند . در این لحظات عربها حسابی قربان صدقه یکدیگر رفتند. پس ازآن امیر قطر درپیامی کوتاه بازیها را به طور رسمی افتتاح کرد. پس از برافراشتن پرچم بازیها ، یک والیبالیست و یک داور فوتبال قطری سوگند ورزشکاران و داوران را قرائت کردند. [

] آخرین پرده پیش از روشن شدن مشعل : خواننده لبنانی –  مجیدا الرومی – به همراه خواننده اسپانیایی اپرا – Jose Carreras     آهنگ Light the way را اجرا کردند. نکته جالب اینکه Jose Carreras در مراسم افتتاحیه جام جهانی1990 ایتالیا در ورزشگاه المپیک رم نیز شرکت داشت و به همراه Pavarotti هنر نمایی کرد. [

 

 

] اکنون به نقطه اوج مراسم یعنی روشن کردن مشعل بازیها می رسیم. کشورهای برگزار کننده همواره سعی می کند روشن شدن مشعل به گونه ای متفاوت از گذشته صورت گیرد مثلا درالمپیک 1992 بارسلونا مشعل بازیها با پرتاب یک تیر آتشین روشن شد که تا آن زمان بی سابقه بود و یا در المپیکهای دیگر مانند آتلانتا ، سیدنی و آتن شاهد روشن شدن مشعل به روشی منحصر به فرد بودیم. داستان مشعل به یونان باستان باز می گردد. این شعله در حقیقت نمادی از صلح ، عشق و محبت ، آرامش و روح ورزش است.

به ورزشگاه خلیفه در دوحه باز می گردیم. مشعل بازیها پس از سفری 50,000 کیلومتری در کشورهای مختلف آسیایی در دستان یک قهرمان قطری در رشته بولینگ وارد استادیوم شد و چند دست میان قهرمانان این کشور گشت . دراین لحظات استادیوم درتاریکی مطلق فرو رفته بود و فقط نور روی ورزشکار حامل مشعل متمرکز بود. نهایتا مشعل به طلال منصور قهرمان دو سرعت قطری رسید . وی در دوره های قبلی و در رشته دو سرعت دو مدال طلا کسب کرده است. پس از لحظاتی یکی از پسران امیر قطر به نام محمد بن حمد سوار بر اسب در وسط زمین ظاهر شد. وی کاپیتان تیم اسب سواری قطر است و چابک سوار زبردستی است. قطریها وسط زمین را سوراخ کرده بودند و درهر قسمت از مراسم به فراخور حال چیزی از زمین بیرون می آمد. [

 

 

 

 

] طلال منصور مشعلی را که در دست پسر امیر قطر بود روشن کرد . پس از به جا آوردن مراسم مخصوص و ادای احترام به پدر ، چابک سوار از یک سطح شیبدار در حالیکه مشعل در دستش بود بالا رفت. [

 

 

 

 

] چند نکته اینجا حائز اهمیت است:

اول : سطح شیبدار کمی خیس و لغزنده بود زیرا با اینکه بارش باران تقریبا قطع شده بود ولی هنوز قطراتی درحال باریدن بود به همین دلیل درطول مسیر پای اسب یکی دوبار سر خورد.

دوم : شیب نسبتا زیاد مسیر و طولانی بودن آن . هر اسبی نمی توانست از چنین مسیری بالا رود.

سوم : تقریبا یک دست سوارکار به خاطر حمل مشعل از کار افتاده بود و سواری با یک دست ، کار را سخت می کرد.

چهارم : وجود جمعیت زیاد درکنار مسیر و هیجان زیاد آنها ممکن بود باعث رم کردن اسب شود.

پنجم : اگر به هر دلیلی این کار پر خطر به سرانجام نمی رسید سایه آن بازیها را کاملا تحت تاثیر قرار می داد . اگر مثلا اسب درمیانه راه سر می خورد و یا از لحاظ توان کم می آورد معلوم نبود چه برسر اسب وسوار می آمد. حتما میدانید که یک سوارکار کره ای  در طول این رقابتها جان خود را بر اثر سانحه ازدست داد . اگر فیلم این اتفاق مرگبار را دیده باشید بهتر می توانید قضاوت کنید.

این کار ریسک بزرگی بود ولی به هر حال اسب وسوار به مقصد رسیدند . [

 

 

] لحظاتی بعد یک صفحه غول پیکر شبیه اسطرلاب بالا آمد و سوارکار یکی از اضلاع این صفحه را روشن کرد و سرانجام مشعل روشن شد. [

 

 

 

 

 

 

] البته این پایان ماجرا نبود . کمی بعد صفحه ، 90درجه چرخید و دایره هایی حول مشعل شروع به چرخش کردند تا هر چه بیشتر شکل اسطرلاب تداعی شود. [

 

 

 

] ودرنهایت مشعل اصلی که دربالای Aspire Tower قرار داشت روشن شد و پس از آتش بازی ،  مراسم با شکوه و زیبای افتتاحیه به پایان رسید. در تصویر زیر مشعل بازیها که دربالای

 Aspire Tower قرار دارد به خوبی مشخص است. تاکنون درهیچ دوره ای ، مشعل بازیها اینقدر در ارتفاع نبوده است. ضمن اینکه در گوشه پایین سمت راست تصویر زیر یک مسیر آبی رنگ ملاحظه می کنید . این مسیر آبی رنگ همان مسیری است که اسب وسوارش برای روشن کردن مشعل از آن بالا رفتند . [

 

 

] اینهم چند عکس از پایان مراسم: [

 

 

 

 

 

 

 

شنبه شب و پس از مراسم افتتاحیه ، شبکه الجزیره اسپرت پسر امیر قطر را دعوت کرد و یک گرافیک سه بعدی از مراحل روشن کردن مشعل نشان داد . قطریها از قبل این قسمت از مراسم را به کمک کامپیوتر شبیه سازی کرده بودند . در این برنامه عنوان شد « طول سطح شیبدار بیش از 40 متر و ارتفاع مشعل دربالای Aspire Tower در حدود 53 متر است. »

 

 

 

اما اینجا یک نکته وجود دارد. همینطور که درتصویر زیر می بینید در تصویر گرافیکی قرار بود دایره مرکزی اسطرلاب و هشت خطی که از دایره مرکزی جدا می شوند روشن شوند ولی در عمل فقط دایره مرکزی اسطرلاب روشن شد. شاید اخم امیر قطر در این لحظات و هنگام مراسم اصلی به همین دلیل بوده است. 

 

 

 

البته برخی لحظات این مراسم قابل تامل است . مایلم درنوشتار بعدی این مراسم را از زاویه دید یک ایرانی مرور کنم.

موفق باشید

نوشته شده توسط فرشید در 1:34 |  لینک ثابت   • 

جمعه 24 آذر1385

مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی دوحه – قسمت سوم

 

]  قهرمان داستان درحال گذر از نقاط مختلف آسیا و آشنایی با فرهنگهای مختلف است [

« اما از سوی دیگر خانواده و نامزدش که از بازگشت وی ناامید شده اند به لب دریا می آیند و ] با خواندن آوازی عربی[  از دریا می خواهند که پسر را به آنها بازگرداند. »

] در این لحظات خواننده زن در قسمت شرقی استادیوم ظاهر می شود و به دنبالش پارچه ای بزرگ به تدریج در این قسمت از استادیوم کشیده می شود . بیچاره محمود احمدی نژاد ! دراین لحظات مجبور است به صدای آواز زن گوش کند و مرتکب گناه کبیره شود. فکر کنم احمدی نژاد دراین لحظات به یاد عالم قبر افتاده است و به این می اندیشد که چگونه استغفار کند. 

 

 

   

« اما دورتر ، پسر درقلب آسیا غم سنگینی را در دلش احساس می کند. گویی پسر صداهایی را که از دوردست ، او را به بازگشت به خانه دعوت می کنند شنیده است .  پسر به کمک دوستان جدیدش کشتی بزرگی می سازد تا به یاری آن به خانه اش بازگردد. این کشتی با شکوه و زیبا را ام الحنایا نام نهادند. در خانه از پسر همچون قهرمانان استقبال می شود . »

 

 

 

« همه برای برگزاری مراسم عروسی آماده می شوند. پسر از دوستان جدیدش دعوت می کند تا در جشنی که در پیش است شرکت کنند. » ] در اینجا هم مانند تمام فیلمهای هندی و سریالهای ایرانی یک عروسی داریم. [

 

 

 

 

 

 

« داماد به افتخار میهمانانش تقدیم می کند  : مهارت و اصالت اسبهای عربی »

 

 

 

« سالها می گذرد. قهرمان داستان ما --  جوینده حقیقت -- صاحب فرزند پسری می شود. حال زمان آن فرارسیده است تا فرزند را از گذشتگان و افتخارات آنها مطلع کرد. همینطور لازم است فرزند درباره اسطرلاب جادویی نیز بداند . در ادامه راه پر افتخار اسطرلاب است که پسر انقلاب صنعتی را مشاهده می کند.»

] تولد فرزند و بزرگ شدن آن کنایه ای از فصلی نوین در تاریخ بشریت است. [

 

 

] در اینجا ، بزرگترین دانشمندان تاریخ بشریت در هزاره اخیربه شکل تصویری معرفی می شوند. همچنین نمونه ای غول پیکر از مهمترین اختراعات آنها در استادیوم به حرکت درمی آید. [

] ابتدا ابوریحان بیرونی ، پدر علم نجوم معرفی می شود.

بیرونی ، ریاضی دان ، فیزیکدان ، فیلسوف ، منجم و... ایرانی در خوارزم وحدود هزار سال پیش به دنیا آمد. وی درزمینه های گوناگونی تحقیق کرده و کتاب نوشته است. از جمله کتاب ماللهند که خلاصه ای از تجربیات سفر به هند و مذهب وفلسفه هندوهاست ویا کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه که مقایسه ای است بین تقویم ملل مختلف.

وی نحوه پدیدآمدن خسوف وکسوف را به شکل تصویری نشان داده است.

بیرونی اولین کسی بود که قطر کره زمین را محاسبه کرد.

یکی از دهانه های ماه به نام وی نام گذاری شده است.

وی کتاب مفصلی راجع به اسطرلاب نوشته است. در تصویر زیر نمونه ای از اسطرلاب کروی را که توسط بیرونی مورد استفاده قرار می گرفت ملاحظه می کنید. [

 

 

 

 

] سپس محمد خوارزمی معرفی می شود. خوارزمی ریاضیدان ایرانی را پدر علم جبر لقب داده اند. کتاب جبر ومقابله وی اولین کتابی است که به اجماع درباره نحوه حل معادلات درجه یک و درجه دو صحبت شده است. کلمه الگوریتم نیز ازنام وی گرفته شده است. درآن روزگاران و در زمان حکومت عباسی که بغداد پایتخت اقتصادی وعلمی مشرق زمین بود خوارزمی به اتفاق 70 دانشمند دیگر نقشه زمین را تهیه کردند.

یکی از دهانه های ماه به نام خوارزمی نام گذاری شده است. [

 

] سومین دانشمندی که معرفی شد ، ابوعلی سینا فیلسوف و دانشمند و پزشک ایرانی بود. ابن سینا کتابهای متعددی در فلسفه ، ریاضیات و پزشکی نوشته است.کتابهای قانون  و شفا وی بسیار مشهور است. ابن سینا شاعر نیز بوده است . نکته جالب اینکه ابن سینا هم عصر بیرونی بوده است و با یکدیگر مکاتبه وتبادل نظر داشتند. البته چندین دانشمند دیگرنیز مانند جابربن حیان و ابن هیثم نیز معرفی شدند. [

 

 

 

 

 

 

] پس از سپری شدن عصر طلایی ، شرق به خواب می رود و قافله تمدن بشری از غرب سربرمی آورد. گالیله و اسحاق نیوتن دوتن از مهمترین دانشمندان این دوره بوده اند.

 پس ازآن وارد عصر انقلاب صنعتی می شویم.

انقلاب صنعتی در اوایل قرن نوزدهم میلادی و از بریتانیا آغاز شد. در طی این دوران کارخانجات تولیدی به تدریج نیروی انسانی را کاهش داده و به سمت استفاده از ماشین آلات به منظور تولید بیشتر حرکت کردند. انقلاب صنعتی ابتدا از کارخانجات نساجی آغاز شد. یکی از نمادهای این عصر ، لوکوموتیو بخار ساخته George Stephenson بود . به همین دلیل به وی لقب پدر راه آهن داده اند. مشابه این لوکوموتیو را که در استادیوم به حرکت درآمد در تصویر زیر ملاحظه می کنید. [

 

 

] پس از آن به اوایل عصر مدرنیسم می رسیم. در ابتدا برادران Wright و دو هواپیماها مشابه آنچه آنها ساختند به نمایش درمی آید.[

 

 

 

] سپس نمادی از دوربین فیلمبرداری ساخته شده توسط برادران لومیر به نمایش درآمد.[

 

 

] وپس ازآن مهمترین مخترعین این دوران معرفی می شوند: توماس ادیسون ، کارل براون مخترع دیود کریستال و همچنین تکنولوژی CRT که هنوز درتلویزیونها و مانیتورها به کار می رود ، کارل بنز و هنری فورد به خاطر اختراع اتومبیل و توسعه و بسط آن و نیز چندین مخترع دیگر [

] پس ازآن به دوران معاصر و عصر اتم می رسیم ومهمترین دانشمند این دوران آلبرت اینشتین صاحب نظریه نسبیت و George Lemaitre صاحب نظریه Bing Bang معرفی می شوند.

 درگام بعد به عصر فضا می رسیم. قرارگرفتن ماهواره ها درمدار زمین ،اکتشافات فضایی و سفر انسان به کره ماه  [

 

 

 

 

 

] و درنهایت به این روزها و عصر دیجیتال می رسیم. اکنون بسیاری از دستاوردهای بشری یکجا جمع شده اند وبه همراه موسیقی ای که نواخته می شود صحنه های بسیار جالبی را در جلو چشم بینندگان تصویر می کنند.[

 

 

 

 

 

 

 

 

]پس از دقایقی چند گوینده استادیوم ادامه داستان را روایت می کند: [ « پس از اکتشاف نفت و گاز ، پدر و پسر سخاوت و گشاده دستی زمین را دیدند و این اکتشاف درها را به سوی افتخارات آینده بازمی کند. »

 

 

 

] و سرانجام دوحه و شاید Lusail City  -- شهرمدرنی که درشمال دوحه درحال ساخت است -- به عنوان شهری از آینده معرفی می شود و سپس یک آتش بازی حسابی [

 

 

 

 

 

 

 

] دقایقی نیز طول کشید تا نمونه های غول پیکر ساخته شده از مهمترین اختراعات بشری همزمان با پخش موسیقی ملایم و حرکات آکروباتیک از استادیوم خارج شوند.[

 

 

 

] یک پرده مهم از نمایش به اتمام رسید. در این لحظات مردان با کوبیدن بر طبل و دف فضای ورزشگاه را عوض کردند . سپس Jacky Cheung خواننده و بازیگرهنگ کنگی  آهنگ

 Together Now را خواند. وی با شرکت والت دیزنی رابطه تنگاتنگی دارد. در هنگامیکه وی مشغول خواندن آواز بود عده ای دیگر به داخل استادیوم آمده و فضای داخل استادیوم را تقسیم بندی کردند زیرا تا لحظاتی دیگر رژه ورزشکاران آغاز می شد...[

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرشید در 1:53 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 آذر1385

مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی دوحه – بخش دوم

با سلام

همانطور که درپست قبلی قول داده بودم دراین نوشتار به جزئیات مراسم افتتاحیه بازهای آسیایی دوحه می پردازم.

اسطرلاب در مراسم افتتاحیه نقش پررنگی داشت و از آن به عنوان یک نماد استفاده شد. اسطرلاب چیست و چه کاربردی دارد؟

تا قبل از قرن هجدهم میلادی و اختراع sextant – نوعی وسیله اندازه گیری که یک زاویه 60 درجه دارد و برای تعیین زوایای اشیاء دوردست به کار می رود . یکی از مهمترین کاربردهای sextant ، تعیین زاویه خورشد نسبت به افق است –  اسطرلاب عمده ترین ابزار جهت یابی و مکان یابی بود . مهمترین کاربرد اسطرلاب ، یافتن موقعیت کنونی و پیش بینی موقعیت خورشید ، ماه و دیگر اجرام آسمانی است. همچنین به کمک این وسیله می توان طول جغرافیایی را به دست آورد و درنتیجه ساعت به وقت محلی را مشخص کرد. در تصویر زیر یک نمونه از پیشرفته ترین نمونه های اسطرلاب را که متعلق به قرن هجدهم است ملاحظه می کنید.

 

 

قلابهایی که در صفحه جلویی اسطرلاب قرار دارند موقعیت پرنورترین ستارگان را مشخص می کنند . اسم هر ستاره در پایین قلاب درج شده است. از سوی دیگر پشت اسطرلاب – در تصویر فوق مشخص نیست --  توسط خطوط منحنی به شکل خاصی تقسیم بندی شده است و می توان موقعیت کنونی را روی آن مشخص کرد.

امروزه ما به جای اسطرلاب از سیستم GPS یا همان Global Positioning System استفاده می کنیم.

 

ساعت به وقت تهران کمی از 19:30 گذشته بود که شمارش معکوس آغاز شد. حدود 2300 مرد مشعل به دست آماده هنر نمایی بودند تا نتیجه ماهها تلاش وتمرین خود را به نمایش بگذارند.  مشعلها روشن شد و در نما از بالا که با هلیکوپتر تصویر برداری می شد تصویر پرچم قطر نمایان شد. پرچم قطر این بار نه از جنس پارچه که از  آتش ساخته شده بود.

کمی بعد مردان تغییر آرایش دادند. عده ای درمرکز ، کلمه PEACE را به وجود آوردند و لحظاتی بعد کلمات « السلام علیکم » و « PEACE BE UPON YOU » توسط شعله های آتش ایجاد شد. یک خوش آمدگویی گرم با آتش برای میهمانان و بینندگان تلویزیونی.

 

 

اینک نوبت برافراشتن پرچم قطر به عنوان میزبان بازیها بود. پس از برافراشتن پرچم قطر و نواختن سرود ملی قسمت اصلی مراسم آغاز شد.

در اینجا بینندگان با یک پدیده منحصر به فرد مواجه شدند: یک صفحه تلویزیونی به عرض 157 متر ( دقت کنید 157 متر ! ) که سراسر از LED های نورانی ساخته شده بود .

اگر مسابقات فوتبال در لیگهای اروپایی به خصوص اسپانیا را تماشا کرده باشید حتما  این نوع صفحات را درکنار زمین که برای نمایش تبلیغات تجاری به کار می رود دیده اید. صفحه تلویزیون مورد نظر در نوع خود دردنیا بی نظیر و منحصر به فرد است. تکنولوژی به کار رفته دراین صفحه با تکنولوژی استفاده شده در تلویزیونهای LCD و پلاسما متفاوت بوده و این قابلیت را دارد که بتوان آنرا خم کرد و یا به شکلهای گوناگون درآورد . مشابه همین صفحه دورتادور ASPIRE TOWER کشیده شده و جلوه خاصی به این برج داده است.

داستان با BIG BANG آغاز شد. ( بر اساس تئوری BIG BANG ، 13.7 میلیارد سال پیش در یک ماده- حالت فشرده و داغ یک انفجار بسیار عظیم رخ داد و بدین سان جهان هستی ایجاد شد. پس از آن کائنات لحظه به لحظه درحال توسعه و بسط بوده و این انبساط هنوز هم ادامه دارد. البته این یکی از تئوریهایی است که درباره پیدایش گیتی وجود دارد ولی دانشمندان به کمک این تئوری توانسته اند به بسیاری از پرسشها پاسخ گویند. )

 

 

پس از انفجار بزرگ دوربین درلابلای کهکشانها به حرکت درآمد تا به کهکشان راه شیری

 ( Milky Way ) رسید و پس از آن وارد منظومه شمسی شد و در حرکتی بسیار زیبا از میان سیارات منظومه شمسی که اخیرا به هشت عدد کاهش یافته است به زمین رسید. (اتحادیه بین المللی اختر شناسی در نشست ماه آگوست خود پلوتو را از میان سیارات منظومه شمسی حذف کرد )

 

 

دوربین روی خلیج فارس متمرکز شد و همانند نرم افزار Google Earth نزدیک و نزدیکتر آمد تا اینکه به دوحه رسید. دوحه در قرنها قبل و در دوران باستان.

 

 

توجه ! عباراتی که داخل گیومه قرار دارد ترجمه عباراتی است که گوینده ورزشگاه و گزارشگر عرب شبکه « الجزیره اسپرت » بیان کرده است و عبارات داخل کروشه توضیحات خودم است.

در اینجا گوینده استادیوم  روایت داستان را آغاز کرد : « سفر آغاز می شود. مدتها قبل ، در یک سرزمین کهن دو گروه از مردمان با یکدیگر متحد شدند و جامعه ای را در ساحل خلیج بنا نهادند. ]  از کلمه خلیج به جای خلیج فارس استفاده شد که البته جای تعجبی هم ندارد[   مردمانی از صحرا دست دردست مردمانی از دریا نهادند و فرهنگی یکتا را خلق کردند که روزگاری به ملت قطر بدل خواهد شد. مردمان صحرا با خود اصالت و هنر شعر سرودن را آوردند ومردمان دریا به شکار اشکهای ماه می پرداختند. ]  اشک ماه یک عبارت استعاری برای مروارید است[   مرواریدهایی که گاهی زندگی شان را به مخاطره می انداخت و درآن زمان هیچ خدا یا ستاره ای نبود که آنان را راهنمایی کند . ]  اشاره به مواقعی که هوا طوفانی است و اسطرلاب دیگر کار نمی کند  [ در این سرزمین پسری به دنیا می آید . پسری که در رویاهایش به دنبال یک کشف بزرگ و یافتن گنجینه ای گرانبهاست تا خانواده اش را برای همیشه از شرایط سخت کنونی خارج کند. پسر درسرش رویای یک باز طلایی زیبا را می پروراند . پرنده ای که او را به بالای یک برج می برد و پسر درآنجا به اسباب قدرت و سحر و همینطور اسطرلاب دست می یابد. پسر احساس می کند که سرنوشتش او را صدا می زند. او جوینده حقیقت خواهد بود و قهرمانی برای مردمانش.  ]  در میان اعراب ، باز پرنده بسیار محبوبی است زیرا در گذشته هنگامیکه در دریا سرگردان می شدند از باز برای پیدا کردن خشکی استفاده می کردند. این محبوبیت هنوز هم پابرجاست و به همین دلیل قاچاق این پرنده به کشورهای عربی بسیار پرسود و منفعت است . 

 

 

 

 

 

 

« مدتها می گذرد و پسر بزرگ می شود . اکنون پسر آماده میشود تا در جستجوی مروارید به دریا برود. با خواهر ، مادر و نامزدش --نورا -- خداحافظی می کند و سفر سخت و پر مخاطره اش را آغاز می کند. »

 

 

 

« در این سفر تنها یک یار و همراه دارد و آن ، اسطرلاب است که جهت را به او نشان می دهد . پسر کماکان به دنبال آبهای عمیق می گردد .  » ]  درگذشته صید مروارید یکی از راههای کسب درآمد برای مردمان حاشیه خلیج فارس بود . کمااینکه هم اکنون نیز در برخی نقاط جنوبی کشورمان این شغل به شیوه سنتی وجود دارد. فرد غواص به اعماق دریا فرو میرود و تا آنجا که می تواند صدف جمع می کند . در هر چند هزار صدف ممکن است یک مروارید با ارزش پیدا شود. [ 

 

 

« در آن دوران ، نان آوران هفته ها و شاید ماهها در دریا به دنبال مروارید بودند و چه بسا برخی از آنان هیچگاه به خانه باز نمی گشتند. در یکی از این روزها طبیعت بر قهرمان داستان ما غضب می کند . بادی شدید می وزد و دریا به شدت طوفانی می شود و امواج متلاطم و سهمگینی پدید می آیند. کشتی کوچک پسر ما غرق می شود و به اعماق دریا فرو می رود. در اعماق دریا پسر با مخلوقات عجیب وغریبی روبرو می شود. موجوداتی که گاه غواصان درپی مروارید را به قتل می رسانند. »

 

 

 

 

« اما ناگهان اتفاق عجیبی رخ می دهد. ناگهان خدای دریاها از اعماق دریا به سطح آب می آید . » ]  عربها به این موجود خیالی و اسطوره ای ابو البحر می گویند. در زبان فارسی کلمه بدریا برای آن به کار میرود . گذشتگان چنین اعتقاد داشتند که این موجود دراعماق دریا زندگی می کند و نباید وارد قلمروش شد . [

 

 

« بدریا خشمگین است پس سبب طوفانی شدن دریا نیز وی بوده است. در این لحظات سخت ونفس گیر ناگهان همان باز طلایی که مدتها در رویاهای پسر وجود داشت ظاهر می شود تا جوینده مروارید را نجات دهد . باز طلایی ، خدای دریاها را شکست می دهد و سپس پسر را از سطح آب بلند کرده و به پرواز درمی آید. » ]  به گفته گزارشگر شبکه الجزیره فاصله دو سر بالهای این پرنده غول پیکر فلزی 10 متر است .[

 

 

 

 

 

« آندو به همراه یکدیگر روزها وروزها پرواز کردند. بر بالای سرزمینهایی که پسر تاکنون آنها را ندیده بود و نمی شناخت . آندو از فراز دریاها ، کوهها و بیابانها گذشتند تا اینکه سرانجام ، باز او را به یک سرزمین جدید و البته امن می رساند. »

 

 

« پسر به کمک اسطرلاب جادویی اش سعی می کند تا موقعیت کنونی اش را تعیین کند. »

 

 

« او از خانه اش بسیار دور شده است و اکنون در سرزمینی جدید و درقلب قاره آسیاست. »  ]  در اینجا چهار پرده برافراشته می شود و روی آنها تاریخ بخشهای مختلف آسیا به موازات یکدیگر و با نورپردازی بسیار زیبایی روایت می شود. در مقابل هر پرده ، فردی با لباس سنتی به عنوان نمادی از بخشی از آسیا ایستاده است. [

 

 

 

 

 

« پسر سفر تاریخی اش را آغاز می کند . او دراین سفر در امتداد جاده ابریشم حرکت کرده و با بخشهای گوناگونی از قاره آشنا می شود . مردمانی از اقصی نقاط آسیا به استقبالش می آیند و هرکدام گنجینه ای را از سرزمین خود همراه دارند : ابریشم ، طلا ، ادویه و عود . چیزهایی که حتی فراتر از تاریخشان است .»   

] در تصویر زیر ملاحظه می کنید که عده ای پارچه به دست به داخل استادیوم آمده اند و جاده ابریشم را تداعی می کنند. [

 

 

« شش گروه از شمال ، شرق ، جنوب ، جنوب شرقی و جنوب میانه آسیا و همینطور قافله ای از آسیای میانه به وی خوش آمد می گویند »

 

 

 

 

 

 

 

 

]  پس از آن در صندوقهای عظیم چوبی باز شد و از داخل آن ، افرادی با لباسهای محلی بیرون آمدند. به پشت هر کدام ازآنها یکی از نمادهای مکان زندگی شان متصل شده بود که به شکل زیبایی روشن وخاموش می شد. [

 

 

 

 

« این آسیاست . با تمام تنوع و زیبائیهایش . امروز چشم آسیا به دوحه دوخته شده است. »

] هر کدام از این مناطق یک حیوان یا موجود خیالی را نماد خود قرار داده اند. در ادامه مراسم از این نمادها پرده برداری شد. [

 

 

] پس از آن صحنه تاریک شد و نورپردازی به نوعی دیگر ادامه پیدا کرد. [

 

 

 

] کمی بعد ، اقوام و گروههای گوناگون آسیایی صحنه را ترک کردند و در حقیقت سفر تاریخی پسر به پایان می رسد. پرده دیگری از نمایش در حال آغاز شدن است... [

نوشته شده توسط فرشید در 1:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 15 آذر1385

مراسم افتتاحیه بخش اول

با سلام

مطالب این نوشتار را تقریبا آماده کرده بودم ولی یک اتفاق غیر منتظره رخ داد و مرا برآن داشت تا مطلبی دیگر را تقدیم حضورتان کنم. این مطلب به موضوع وبلاگ ارتباطی ندارد ولی حاوی نکات جالبی است.

جمعه شب مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی برگزار شد. پس از تهران در سال 1974 این دومین بار بود که بازیهای آسیایی در غرب آسیا و این بار درقطر برگزار می شد . با توجه به اینکه قطر کشوری عربی است وبالطبع نام اسلام را نیز با خود یدک می کشد گمان نمی رفت مراسم افتتاحیه چنگی به دل زند . تصور شخصی من این بود که عمده مراسم به اسب سواری و رقص مردان عرب اختصاص یابد ولی از همان لحظات اولیه شروع مراسم ، پیش زمینه های ذهنی رنگ باخت و معلوم شد قطری ها برای این مراسم تدارک گسترده ای دیده اند.

تهیه کننده و کارگردان هنری این مراسم   David Atkinsاسترالیایی بود. وی قبلا وظیفه مشابهی را در المپیک 2000 سیدنی بر عهده داشت و نشان داد که کارش را خوب بلد است.

در این مراسم از تکنولوژی روز به شکل بسیار زیبایی استفاده شده بود و نورپردازی مراسم واقعا خیره کننده بود.

 امیر قطر و Jacques Rogge ( ژاک روگ ) رئیس کمیته بین المللی المپیک نیز در جایگاه مخصوص حضور داشته و از نزدیک نظاره گر ماجرا بودثد.

در این میان یک نکته جالب توجه وجود داشت: در روز جمعه و تا دقایقی قبل از شروع مراسم باران نسبتا شدیدی در دوحه در حال باریدن بود ولی در طول برگزاری مراسم بارش باران قطع شد و کمی پس از اتمام مراسم ، مجددا هوا بارانی شد . 

قصد دارم این مراسم را با ذکر جزئیات آن مرور کنم تا آندسته از دوستانی که این مراسم را ندیده اند و یا از جزئیات آن بی اطلاع هستند به شناخت بهتری دست یابند.

اما قبل از آن ، کمی به عقب باز می گردیم. در تاریخ 8 اکتبر ( حدود دو ماه پیش ) مشعل بازیها طبق رسم معمول سفر نمادین خود را از دوحه آغاز کرد. این مشعل در کشورهایی که قبلا میزبان بازیها بودند و همچنین چهار کشور حوزه خلیج فارس به حرکت در آمد . این سفر 50 هزار کیلومتری ، 55 روز طول کشید و سرانجام در 25 نوامبر ودرست پنج روز پیش از شروع بازیها مجددا به قطر رسید. این مشعل درکشورمان در شهرهای تهران ، اصفهان ومشهد توسط ورزشکاران مطرح حمل شد.

نماد این بازیها ( اصطلاحا Moscot  ) یک نوع غزال عربی است و نام Orry برای آن انتخاب شده است. در تصویر زیر می توانید نماد بازیها را ملاحظه کنید.

 

 

                                       « تصویر با کیفیت بالا »

 

پانزدهمین دوره بازیهای آسیایی از تاریخ 1 دسامبر تا 15 دسامبر در دوحه برگزار می شود.  حدود 10,500 ورزشکار از 45 کشور در 39 رشته ورزشی با یکدیگر برای کسب مدال به رقابت می پردازند.

 

اما جمعه شب در دوحه و در  Khalifa International Stadium  چه گذشت؟

این ورزشگاه در سال 1976 و برای رقابتهای فوتبال ساخته شد . قبل از شروع بازیها این ورزشگاه به طور اساسی بازسازی شده و گنجایش آن از بیست هزار به پنجاه هزار نفر افزایش پیدا کرد همچنین ظاهر آن به طور کلی متحول شد . در قسمت غربی ورزشگاه سقف ساخته شد و در قسمت شرقی یک صفحه نمایشگر بسیار بزرگ تعبیه شد که در طول برگزاری مراسم افتتاحیه جلوه خاصی به مراسم داده بود. در کنار ورزشگاه یک برج بلند موسوم به Aspire Tower قرار دارد که مشعل بازیها برفراز آن در حال شعله افروزی است.

تصاویر زیر ورزشگاه خلیفه ، Aspire Tower و دهکده بازیها را نشان می دهد. برای load شدن سریع وبلاگ تصویر با کیفیت پایین در لابلای متن قرار داده شده است. برای دیدن تصویر با کیفیت بالاتر روی عبارت « تصویر با کیفیت بالا »  کلیک کنید.

 

 

                                       « تصویر با کیفیت بالا »

 

 

 

                                          « تصویر با کیفیت بالا »

 

 

 

« تصویر با کیفیت بالا »                                   

 

 

 

« تصویر با کیفیت بالا »                                     

 

قبل از شروع مراسم اصلی ، نوجوانانی که در آکادمی مجهز وپیشرفته ورزشی Aspire تحصیل می کنند در ورزشگاه ، شکل قالی را تداعی کردند وپس از آن نماد بازیها به داخل استادیوم آمده و  به نمایش برخی رشته های ورزشی پرداخت.

 

 

 

آکادمی ورزشی Aspire یکی از مجهزترینها در نوع خود درخاورمیانه است و در تبلیغات آن که از شبکه های پربیننده عربی پخش می شود  ورزشکاران مطرح دنیا از جمله رونالدینو یا هشام الغروش حضور دارند.

ساعت به وقت تهران کمی از 19:30 گذشته بود که شمارش معکوس آغاز شد....

به زودی یک گزارش تصویری و نیز چند فیلم کوتاه از برخی لحظات جالب این مراسم را در وبلاگ قرار می دهم.

بخش بعدی را  در یکی دو روز آینده مطالعه کنید.

نوشته شده توسط فرشید در 1:43 |  لینک ثابت   •